الملا فتح الله الكاشاني
252
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
اسرائيلاند كه حق تعالى بعد از هلاكت قبطيان ملك و ديار آنها را بىتعب و مشقت بايشان داد همچنانكه ميراث كه بدون تعب به مستحق آن ميرسد آنگه تصغير و تحقير موت ايشان نمود به اين كه . فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ پس نگريست بر ايشان السَّماءُ وَ الْأَرْضُ زمين و آسمان يعنى بر فوت ايشان هيچكس نگريست و آن را بحسابى نگرفت همچنانكه بنقض آن گويند كه آفتاب و ماه بموت فلان نگريست و سياه گشت و در و ديوار بگريه درآمد و اين بر سبيل مبالغه است در وجوب جذع و بكاء اشيا مراد آنست كه حال ايشان نقيض حال كسى است كه فوت او در نظر مردم عظيم نمايد و در حق او گويند كه آسمان و زمين و در و ديوار بر مفارقت او گريه كرد و يا معنى آنست كه هيچ از اهل آسمان و زمين بر ايشان گريه نكردند به جهت آنكه ايشان مغضوب و مسخوط اهل آسمان و زمين بودند و بعضى برآنند كه اين كنايتست از آنكه ايشان را در زمين هيچ عمل صالح نبود كه به آسمان مرتفع شود و مؤيد اينست كه انس بن مالك از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رواية كرده كه هيچ بنده مؤمن نباشد مگر مر او را در آسمان دو در بود درى كه روزى او از آنجا فرود آيد و درى كه عمل او از آنجا بالا رود پس چون اين بنده فوت شود اين دو در از نزول رزق و عروج عمل محروم مانند و به دو بگريند و نيز از عبد اللّه عباس مرويستكه چون مؤمن فوت شود مصلاى او و محل عبادت و مصعد عمل او و مهبط رزق او گريه كنند آوردهاند كه چون موسى وفات كرد چهل صباح آسمان و زمين برو بگريست و چون امام حسين عليه السلام شهيد شد آسمان بر او بگريه در آمد و از آنوقت هر شب برو گريه مىكند و علامت او اينست كه اطراف آسمان سرخ مىشود و گويند گريهء آسمان همچو گريهء آدميانست و سدى گفته وقتى كه امام حسين عليه السلام شهيد شد آسمان بر او گريه كرد و گريهء او سرخى اطراف اوست و زرارة ابن اعين از ابى عبد اللّه عليه السّلام رواية كرده كه آسمان بقتل يحيى بن زكريا و بر حسين بن على عليه السلام چهل صباح گريست و گريه نكرد بر هيچكس مگر بر اين دو شخص گفتم يا بن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بكاء او بچه طريقست فرمود در وقتى كه طلوع ميكرد و غروب مينمود سرخ بود القصه چون فرعونيان را بر روى زمين عمل نيكو نبود تا بر آسمان برند نه آسمان بر فوت ايشان گريه كرد و نه زمين وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ و نبودند مهلت دادهشدگان از وقتى بوقتى ديگر يعنى چون محل نزول عذاب در رسيد اصلا توقفى و اهمالى در آن واقع نشد بلكه فى الحال مستأصل گشتند . وَ لَقَدْ نَجَّيْنا بَنِي إِسْرائِيلَ و بتحقيق كه رهانيديم گروه بنى اسرائيل را مِنَ الْعَذابِ الْمُهِينِ از عذاب خواركننده كه بر ايشان واقع شده بود . مِنْ فِرْعَوْنَ از جانب فرعون و آن ذل بندگى ايشان بود و قتل پسران و استخدام زنان و تكليف مشقت اعمال بر ايشان